nuclear.engineer.loxblog.com سایت جامع مهندسی هسته ای وفیزیک هسته ای |
|||||||||||||||||
چهار شنبه 12 شهريور 1393برچسب:, :: 22:40 :: نويسنده : دکتر مهدی ادیبی دکتری (phd مهندسی هسته ای )
قسمت جالبی از یکی ازحکایات سعدی {که صاحبدلی برپلنگی نشست همی راند رهواروماری بدست}
کلیات سعدی _بخش بوستان سعدی _صفحه 13
حکایت کنند از بزرگان دین حقیقت شناسان عین الیقین
که صاحبدلی برپلنگی نشست همی راند رهواروماری بست
یکی گفتش ای مرد راه خدای بدین ره که رفتی مراره نمای
چه کردی که درنده رام توشد نگین سعادت بنام توشد؟
بگفت ارپلنگم زبونست ومار وگرپیل وکرکس شگفتی مدار(1)
توهم گردن از حکم داورمپیچ که گردن نپیچدزحکم تو هیچ
چوحاکم بفرمان داوربود خدایش نگهبان ویاوربود
محالست_چون دوست دارد ترا که در دست دشمن گذاردتورا
ره اینست,روی از طریقت متاب بنه گام وکامی که داری بیاب
نصیحت کسی سودمندآیدش
که گفتارسعدی پسند آیدش
------ ------------ ----------- ---------------- ------------ ----------------- ------------ ------------------ ----------------- ---------------- ----------
(1) دریکی از نسخ بجای پنج بیت پیش این سه بیت است ودریک نسخه دیگر سه بیت زیر اضافه شده است:
یکی دیدم از عرصه زنگبار(رودبار) که پیش آمدم برپلنگی سوار
چنان حول از آن حال برمن نشست که ترسیدنم پای رفتن ببست
تبسم کنان دست برلب گرفت که سعدی مدا رآنچه دیدی شگفت
چهار شنبه 12 شهريور 1393برچسب:, :: 21:3 :: نويسنده : دکتر مهدی ادیبی دکتری (phd مهندسی هسته ای )
حکایت ازسعدی (اسکندر رومی راپرسیدند دیارمشرق ومغرب بچه گرفتی )
کلیات سعدی ,درسیرت پادشاهان, حکایت صفحه 51
اسکندر رومی راپرسیدند دیار مشرق ومغرب بچه گرفتی ,که ملوک پیشین راخزاین وعمر وملک ولشکر بیش از این بوده است وایشان راچنین فتحی میسر نشده.گفتا بعون خدای عز وجل هرمملکتی راکه گرفتم رعیتش نیازردم و
نام پادشاهان جز بنکویی نبردم.
بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان بزشتی برد(1)
------------------------------------------------------------------------------------------------
1 _این قطعه هم در حاشیه متن وبعضی از نسخ هست:
این همه هیچ است چون می بگذرد تخت وبخت وامرونهی وگیر ودار
نام نیک رفتگان ضایع مکن تا بماند نام نیکت برقرار
حکایتی از سعدی که شعر (بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند)برسردر سازمان ملل متحد درایالا
چهار شنبه 12 شهريور 1393برچسب:, :: 21:1 :: نويسنده : دکتر مهدی ادیبی دکتری (phd مهندسی هسته ای )
حکایتی از سعدی که شعر (بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند)برسردر سازمان ملل متحد درایالات متحده آمریکا از آن انتخاب شده.
حکایتی از سعدی که شعر (بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند)برسردر سازمان ملل متحد درایالات متحده آمریکا از آن انتخاب شده.
کلیات سعدی ,بخش گلستان سعدی ,صفحه 24
حکایت
بربالین تربت یحیی پیغمبر علیه السلام معتکف بودم درجامع دمشق که یکی از ملوک عرب که به بی انصافی منسوب بوداتفاقا بزیارت آمدونماز ودعاکرد وحاجت خواست.
درویش وغنی بنده این خاک درند وآنان که غنی ترند,محتاج ترند
آنگه مرا گفت از آنجا که همت درویشانست وصدق معاملت ایشان خاطری همراه من کنند که از دشمنی صعب اندیشناکم .گفتمش بررعیت ضعیف رحمت کن ,تااز دشمن قوی زحمت نبینی.
ببازوان توانا وقوت سر دست خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست
نترسد آنکه بر افتادگان نبخشاید که گرزپای درآید,کسش نگیرد دست
هر آنکه تخم بدی کشت وچشم نیکی داشت دماغ بیهده پخت وخیال باطل بست
زگوش پنبه برون آرودادخلق بده وگرتومی ندهی داد روز دادی هست
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
چوعضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوهارا نماند قرار
توکز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
درباره وبلاگ ![]() آخرین مطالب پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() ![]()
|
|||||||||||||||||
![]() |